روایتی کوتاه از زندگی شهید مدافع حرم دهه هفتادی «حجتالاسلام محمدامین کریمان»:

خرید بک لینک

مادر شهید: به او گفتم شهید شو، اما اسیر نشو من اسارتت را نمیخواهم/ به شوخی به او می گفتیم یک آدم درسخوان استخوانی در جبهه زیر دست و پا میماند غافل از اینکه او چریک بود و ما نمیدانستیم

<strong>شهید</strong> محمد امین کریمان

عیدِ امسال سخنرانی آقا را گوش میدادیم. دیدیم محمدامین دستانش را بر روی صورتش گذاشته و آرامآرام گریه میکند. گریهای که معلوم است از روی بغض و نمیتواند کنترلش کند.

گروه جهاد و مقاومت مشرق - شهید یعنی : به خیرگذشت... نزدیک بود بمیرد. تو، چه میکنی، این میانه خون برادرم...؟! برای بیداری ما...؟! آه... یادم رفته بود... شهید بیدارمیکند... شهید دستت را میگیرد... شهید بلندت میکند... شهید، "شهیدت" میکند... فکه و اروند یا دمشق و حلب... یا صعده و صنعا...! فرقی نمیکند... شهید ، شهیدت میکند؛باور نمیکنی...؟ بیدار که بشوی ، جاده خاکی انحرافی رفته را برمیگردی به صراط مستقیم... شهادت میوه درختان جاده صراط مستقیم است ...! یادت باشد: «شهید، شهیدت میکند»، مادر شهید محمدامین کریمان امروز گذری کوتاه از زندگی فرزند شهیدش برای مخاطبان محترم رجانیوز داشته است.

مادر شهید: محمدامین سال 1373 در روستای حاجیکلا بهنمیر بابلسر به دنیا آمد. یک برادر و دو خواهر دارد؛ و محمدامین فرزند سوم خانواده است. هنوز پیشدبستانی نرفته بود که درزمینه مداحی و حفظ قرآن فعالیت میکرد. بعدازاینکه به مدرسه رفت برایش معلم قرآن گرفتیم و روانخوانی را تمام و حفظ قرآن را شروع کرد. از دوم ابتدایی به اعتکاف میرفت و در سوم ابتدایی موفق به حفظ سه جزء قرآن کریم و تجوید آن شد. از زمان کودکی علاقه خاصی به عبادت و راز و نیاز باخدا داشت، هر وقت پدرش میخواست به مسجد بروم میگفت: بابا من هم میخواهم بیایم و همواره با پدرش بود. همیشه در حال خواندن نماز و قرآن بود و در نماز جمعه نیز شرکت میکرد و مکبر نماز جمعه بود. وقتیکه محمدامین به سوم راهنمایی رفت یکبار نزدم آمد و گفت: مامان میخواهم در حوزه ثبتنام کنم. گفتم: من راضی نیستم دوست دارم تو درس بخوانی و بعد از دیپلم وارد حوزه شوی؛ اما محمدامین همچنان اصرار میکرد. وقتی دیدم دست از اصرار خود نمیکشد. گفتم: تنها در صورتی به تو اجازه میدهم که در حوزه قم پذیرفته شوی، او نیز با معدل بسیار بالا در قم پذیرفته شد و وارد حوزه قم شد. پسر دوستداشتنی بود، هر جا میرفت همه عاشقش میشدند، بهگونهای بود که تمام گروهها از هر طیفی با او دوست بودند و اصلاً سختگیری نمیکرد.

روحی فداک یا زینب...

ما را در سایت روحی فداک یا زینب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: جمعه 19 بهمن 1397 ساعت: 1:58

صفحه بندی